السيد محسن الأمين ( مترجم : على حجتى كرمانى )
115
سيره معصومان ( فارسي )
انصار ، ظاهرا لواى اوس با حباب بن منذر و لواى خزرج با سعد بن معاذ بوده است . در سيرهء حلبيه به نقل از الهدى بدين نكته تصريح شده و اين نقل منافاتى ندارد با آن چه در واقعهء بدر ذكر شده كه سعد بن معاذ با سلاح بر در سايبان ( به نگهبانى ) ايستاده بود . چون ممكن است حمل لواء فقط در راه بوده باشد . در اين صورت سه لواء بوده و يك رايت . اين قول دقيقتر است . زيرا رايت بزرگتر مىبايست در دست على باشد چون اين رايت فقط به كسى داده مىشد كه چهرهء برجستهاى در دليرى و شجاعت باشد و على هر چند كه از مهاجران بود ، ليكن بودن رايت در دست او ، وى را رئيس همگان قرار مىداد . بنا بر اين درست آن است كه مهاجران را نيز لوايى باشد . به مصعب بن عمير نيز لوايى داده شد . اين مصعب همان كسى است كه روز احد نيز لواء به او داده شد . چون او از بنى عبد الدار بود و لواى مشركان در آن روز نيز در دست بنى عبد الدار قرار داشت . چون مصعب در آن روز كشته شد ، على لواء را با رايت در دست گرفت . پيغمبر ( ص ) در جنگ بدر دو لواء براى انصار قرار داد . يكى براى اوس و به دست حباب و ديگرى براى خزرج و به دست سعد . رسول خدا ( ص ) رو به طرف مغرب كرد و خورشيد را پس سر خويش قرار داد . مشركان روى كردند و آفتاب را روياروى خود گرفتند . آن حضرت در سرازيرى بيابان ( العدوة الدنيا ) جاى گرفت و مشركان در ( العدوة القصوى ) فرود آمدند . قريش به كمشمارى مسلمانان نگريستند . ابو جهل گفت : آنها چنان اندكند كه يك گوسفند سيرشان مىكند . اگر بندگان خويش را به سويشان فرستاده بوديم هرآينه دست بسته آنها را مىگرفتند . عتبة بن ربيعه به او گفت : آيا كمين يا نيروى امدادى ندارند ؟ عمير بن وهب جمحى را كه جنگجويى دلير بود ، فرستادند . عمير با اسب خويش گرداگرد اردوگاه رسول خدا ( ص ) چرخ زد و سپس بازگشت و گفت : مسلمانان سيصد تن هستند و اگر هم زياد باشند ، اندكى از اين تعداد بيشترند . هفتاد شتر و دو اسب همراه دارند . نه آنها را كمين است و نه نيروى امدادى . ليكن شترانى را ديدم كه براى شما از مدينه مرگ را به ارمغان آوردهاند . گروهى ديدم كه جز شمشيرهاى خود پناهى ندارند ، آنان را مىبينيد كه خاموشاند و سخنى نمىگويند ولى همچون افعيهاى كشنده زبانهاى خود را در اطراف دهان گردش مىدهند ! آنها را نمىبينم كه بگريزند و تا به تعداد خويش از شما نكشند خود كشته نمىشوند . ابو جهل به او گفت : دروغ مىگويى و ترسيدهاى . در اين هنگام خداى تعالى اين آيه را نازل فرمود : « وَ إِن جَنَحُوا لِلسَّلْم فَاجْنَح لَها . » « 204 » رسول خدا ( ص ) با نزول اين آيه به آنها پيغام فرستاد كه بازگرديد كه اگر اين امر ( جنگ ) از سوى من با كسى ديگر جز شما باشد ، در نظر من بهتر است . عتبه گفت : اين پيشنهاد را هرگز قريش رد نكنند . پس شاد شدند ، سپس شتر سرخ خويش را سوار شد . رسول خدا ( ص ) به عتبه كه ميان دو سپاه مىگرديد و آنان را از جنگ بازمىداشت ، مىنگريست . پيغمبر با ديدن اين صحنه
--> ( 204 ) انفال / 61 ؛ اگر براى صلح و آشتى بال گستردند ، تو نيز براى آن بالگستر .